وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
معمار شوم
آنگاه
تمامی جهان را همچون بامی
بر فراز دستان تو
ستون خواهم کرد
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
پزشک شوم
آنگاه
با عطر تو
نوشدارویی خواهم ساخت
بر تمام دردهای جهان
و آنگاه به سلامتی شان
با لب های تو
بر گونه های شادی تمام کودکان جهان
بوسه خواهم زد
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
یکروز با چتر گیسوان تو
از آسمان آرزوهایت
پروازی کنم بر آستان زمین
[زمینی که پای تو آنرا نگه داشته است ]
و آنگاه
خواهم دوید تا مرزهای درونت
و در پنهانترین گوشه های جنگل سبز آغوش تو
پنهان خواهم شد
اکنون را که نام نهادی فصل کاشت
فردا که من بزرگ شدم
در زمان برداشت
مادرم، به تو قول می دهم
من تو را دوست خواهم داشت
باران من ... کجا مانده بودی ؟ ... که چنين دير آمدی
آمدی امشب ، و من از پشت ميله های سرد سلول انفرادی ام عطر قدمهای تو را استنشاق کردم
به دنبال گيسوان مواج و نمدارت پا به سردی شب گذاشتم ...
از کوچه پس کوچه های دلتنگی
گذشتم و تنم خيس می شد از اشکهايت ...
و يافتمت ، گرمتر از آفتاب...
و زلالتر از آبی دريا
محزون تر از چشمان پرستو به هنگام کوچ
دلم به وسعت اين آسمان تاريک و اشک آلود گرفته بود
و گرمای دست گوارای تو بود که بر موجهای کوچک و لرزان برکه ام آرامشی نجيب بخشيد
صورت شب ، از دست باد کبود بود که تو با ثانيه های آبی ات آمدی و مرهم شدی ... وراه خود
گرفتی و رفتی ... رفتی و با صدای عبور ماشينها از جاده های خيس گم گشتی ... نجوای تو حالا پشت پرده های سياه دور دستها ناپيداست ... رفتی
و باز مرا در انفرادی خويش با عطر دلاويز خاک نم خورده ، باقی گذاشتی ... کجايی آسمانی؟ ... باران؟
متن از سرکار خانم فهیمه فراهانی fahime_farahani2002@yahoo.com
بوي پاييز مي آيد ...باز.
بوي باران و عطر خش خش گامهاي پاييز...
پاييز برگريز دارد مي آيد ... آرام و آهسته ... و من صداي گامهاي آسمان هاي ابري را مي شنوم!
صداي موجهاي باران در باد كه سرود شبهاي بلند را سر مي دهند ... باز!
پاييز آهسته مي آيد بر بلنداي فصلها مي نشيند و نگاه پردلتنگي خود را بر زمان اين پير فرتوت مي دوزد ...
تاج رنگين خود را كه بر سر مي گذارد اولين برگ اولين برگ زرد به زمين مي افتد! و در برابر ديدگان او برگها به آغوش زمين باز مي گردند رقص كنان!...
پاييز ... مي آيد ! و آن گاه مي توان در پناه آتشي از شب و سرما كه نگاهت دارند درامان ماند ... و
در پناه خنده اي لبخند را بر لبان شب آورد !...
متن از سرکار خانم فهیمه فراهانی fahime_farahani2002@yahoo.com