تبليغاتX
یادداشتهای یک ....
یادداشتهای یک ....
هیچ
 

خدایا آخه چرا ؟ آیا واقعا اینها همه آزمایش هستند یا ...؟

به خودت قسم دیگه بریدم . دیگه کم آوردم .

امروز تنها بودنم رو تو این دنیای به این بزرگی فهمیدم.البته قبلاها هم یه اتفاقاتی می افتاد که

بغضم می گرفت اما امروز ...

وبلاگ قشنگم !

 من هیچ کسی رو بهتر از تو پیدا نکردم که باهاش درد دل کنم.

وبلاگم !

آیا واقعا تو این دنیا کسی پیدا میشه که دلش در نبود من و تو تنگ بشه ؟

آیا مرگ ما  کسی رو به گریه میندازه ؟

آیا واقعا کسی ما رو به خاطر خودمون دوست داره ؟

من که اینجوری فکر نمی کنم .

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم        راحت جان کنم و ....

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 19:37  توسط مهدی لطفی  |