
به خدا می سپارمت ای خاطرت را سپرده به خاطراتم
خداحافظ ای حافظ حرفهای تنهاييم
خدابدرود ای مثل رود در ذهن من جاری
بسلامت ای حافظ سلام همیشه ام
در پناه خدا ای پناهگاه شبهای غربتم
ای آبی تر از دريا
ای سبز تر از جنگل
خدا بــــدرود...خدا يـــاور

خداحافظ سکوت خسته ی باران خداحافظ.....خداحافظ به رسم خوب دلداران خداحافظ
خداحافظ همین کافی و یک لبخند......هزاران قطره بر گونه و چشم و جاده و پیوند
خداحافظ فقط یک بار برای رفتن جانم......برای مرگ چشمانم برای عشق و ایمانم

خداحافظ و یک واژه و یک رفتن.....و یک خنده و یک آرامش و مردن
خداحافظ تمام قصه ها آرام میمیرد.....و باران تا ابد چشمان من را سلطه میگیرد
خداحافظ که انگار آخر قصه است.....و پایان پر از رازش غم و غصه است

خداحافظ کلاغ قصه ی ما هم نرفت خونه.....کلاغ عاشق تنها غم دنیا رو میدونه
خداحافظ کمی زوده.........نرو حالا.....خداحافظ از این لحظه منم اینجا تک و تنها
خداحافظ جدا از هم خداحافظ.....خداحافظ فقط یک کم خداحافظ

