
بیست و سه سال گذشت . خدا می دونه چند سال دیگه زنده هستیم . و چه جور زنده ایم . ویا جشن تولد سال بعدمون رو کجاییم.
این هفته جشن تولد بیست و سه سالگیم بود. بهترین جشن تولدم تو تمام عمرم ، امسال بود و بیست و سه سالگی بهترین سال زندگیم . روزهای یکشنبه به خودی خودشون مقدس اند. قداست یکشنبه ها این هفته برای من دوبله شد. تلاقی روز تولدم با روز یکشنبه رو به حساب این می ذارم که خدا خیلی خیلی من رو دوست داره .
این که چند سال از عمرمون گذشته فکر نکنم اهمیت زیادی داشته باشه . مهم اینه که سالهای بعد زندگی مون رو چه جوری می خوایم بگذرونیم و بسازیم . از خدا می خوام که همین طور که تا این لحظه من رو تنها نذاشته از این به بعد هم به من کمک کنه . کمک کنه که همه سالهای زندگیم مثل بیست و سه سالگیم باشن . ازش می خوام هر چی که خودش خیر وصلاح می دونه رو سر راهم بذاره . احساسی رو که دارم ازم نگیره .
